X
تبلیغات
دنیای مجازی بندرریگی ها - عروسی(حنا بندان)

دنیای مجازی بندرریگی ها

در اينجا بی پرده سخن خواهيم گفت

رخت برون


وقتی که می خواستند عروسی کنند یکی دو ماه قبل یک حاج خانم(زن حجیه) یا دا ، یا یک زن جا افتاده و بزرگ خانواده لباسها و پارچه ها را به خانه عروس خانم می بردند.تو اون زمانها بدلیل اینکه برق نبود بیشتر رخت برون بعد از ظهرها انجام می شد.
این حاج خانم کنار لباسها می نشست و لباسها را نشان میداد.پارچه ها را قیچی میزدند و به روی خیاطها و کسانی که از اقوام و خویشان امادگی برای دوختن لباس داشتند پخش می کردند.بعد از این کم کم بساط عروسی رو آماده می کردند.
هفت روز و هفت شب دعوت می کردند .............
معمولا پدر داماد سلمانی ولات را مامور می کرد که مردان را دعوت نماید.یا بعضی وقتها خود پدر داماد. به این صورت که تک تک افراد را می دید و به آنها می گفت که شما دعوت هستید به صرف شربت و شیرینی و شام.

اما دعوت زنانه روال دیگری داشت.خیلی جالب بود.قند و نبات و گل محمدی رو در پارچه ای سبز به دست دختران اقوام داماد و عروس می دادند تک تک به در منازل می رفتند و دعوت می کردند. باز هم می گم واقعا بسیار زیبا بود.


حنای دزه(دزدکی)

روزی قبل از مراسم حنا بندان اقوام نزدیک از خانه داماد حنا را تر نموده و بر روی سر می گذاشتند و می رفتند به خانه عروس و کل شب به شادی و پایکوبی می پرداختند.بعلت اینکه در این شب فقط و فقط اقوام نزدیک بودند به آن می گفتند حنای دزه ی.


حنا بندان

در شب حنا بندان همه با نی هنبان دست می زدند و از خانه عروس می رفتند تا خانه داماد. یک پارچه ای بود به نام (دست و پا بنک)که شامل یک دستمال قرمز شب نما برای سر و 2 دستمال سبز شب نمابرای پا و دست. و دست و پای داماد را حنا می گذاشتند.بعد با هلهله و شادی می رفتند به خانه عروس و دست و پای عروس خانوم رو هم حنا می نهادند.و این رفت و اومد بین خانه عروس و داماد ممکن بود چندین بار ادامه پیدا می کرد. تا پاسی از شب ادامه داشت. عروس خانوم همین طور حنا در دست و پا و دوستان و رفقا به دورش تا دم دمای صبح به شادی می پرداختند.به گفتی قدیمیهای خودمون شفق که می شد پای اذان حلووی برنجی درست می کردند و بر سر می نهادند و بین همسایه ها و اقوام تقسیم می کردند. چند تا سینی گرده و حلوا هم برای خانواده عروس می بردند.

نوشته شده در تاريخ توسط سعید
  • سایت هنری
  • سیتی جاوا